به گزارش سمنگان خبر، متن مصاحبه مدیر اجرایی سمنگان را می خوانید:
1. جناب خواجهپور، در ابتدا خودتان را معرفی کنید و بفرمایید پیوند شما با «سمنگان» از سال 1384 چگونه شکل گرفت؟
–به نام خدا. مهدی خواجهپور هستم؛ معلمی که در مسیر پرفرازونشیبِ رسانه، سه نقشِ متفاوت اما عجین شده را زندگی کرده است. پیوند من با “سمنگان” به اولین روزهای شکلگیری این جریان فرهنگی بازمیگردد. در زندگی شخصی، همسرِ مدیرمسئول هستم و در دنیای حرفهای، از همان پیششمارههای سال 1384، عنوان مدیر اجرایی را بر عهده گرفتم تا در کنار همسرم، این مسیر دشوار را آغاز کنیم.
2. شما همزمان در سه جبهه «معلمی»، «همسر مدیرمسئول» و «مدیریت اجرایی» حضور داشتید؛ این جایگاهها چگونه به پیشبرد امور نشریه کمک کردند؟
-این سه نقش فراتر از عناوینِ مرسوم بودهاند؛ به عنوان معلم، صبر و مداومت را به فضای رسانه آوردم. در جایگاه همسر، تکیهگاهی عاطفی بودم تا در طوفانهای این مسیر، حامیِ این حرکت خانوادگی باشم و به عنوان مدیر اجرایی، در میدان عمل ماندم تا با تعهدی برخاسته از عشق، بارِ سنگین تولید، چاپ و توزیع را به دوش بکشم و اجازه ندهم در هیچ بحرانی، چراغ سمنگان خاموش شود.
3. وفاداری و مدیریتِ بیوقفه شما در تمامِ لحظاتِ سمنگان، برایتان چگونه گذشت؟
-صادقانه بگویم، به غیر از مدیرمسئول، من تنها کسی بودهام که در تمام این 20 سال، لحظه به لحظه و بیچون و چرا در کنار “سمنگان” ایستادهام. این همراهی برای من یک تعهدِ قلبی برای پایداری این رسانه بود. تماشایِ استواریِ امروزِ سمنگان، پاداشِ تمام آن صبوریها و خستگیهاست.
4. با وجود دغدغههای شخصی، چه انگیزهای باعث شد از همان ابتدا شریکِ این مسیر دشوار شوید؟
-وقتی در سال 1384 مجوز سمنگان صادر شد، گمان میکردم مشغلههای اداری و مسئولیتِ دو فرزندمان، مانع از ورود همسرم به این عرصه شود؛ اما اشتیاقِ وصفناپذیر او به روزنامهنگاری، تمام تردیدها را از میان برد. از آنجا که خودم هم به عنوان یک دبیر، همواره دغدغه فرهنگی داشتم، تصمیم گرفتم تمامقد در کنار ایشان بایستم. اینگونه بود که عشقِ او به رسانه و اشتیاقِ من به آموزش، ما را همقدم کرد.
.5. چطور توانستید میان دغدغههای معلمی و بارِ سنگین اجرایی توازن ایجاد کنید؟
من به عنوان یک معلم، همیشه دستی بر آتش امور فرهنگی داشتم. هرچند نامم در شناسنامه “مدیر اجرایی” است، اما در عمل، تمام توانم را برای پوشش دادن خلأهای فنی و پشتیبانی به کار گرفتم. در واقع، دغدغههای آموزشی من با نیازهای عملیاتی سمنگان گره خورد تا به عنوان پشتیبان اصلی، پایداریِ این رسانه را تضمین کنم و اجازه ندهم چرخِ این کار فرهنگی از حرکت بایستد.
6. چطور اوایل کار در غیاب اینترنت، هر هفته فایل نشریه را به چاپخانه میرساندید؟
در غیاب پیامرسانها، هر هفته دغدغه داشتم؛ یا باید خودم سیدیِ فایل را به کرمان میبردم و روزها پایِ چاپ میماندم، یا لب جاده چشمبهراهِ رانندگان میماندم تا امانت را دستبهدست به چاپخانه برسانند. تمام فراغتِ پایان هفته من، صرف همین جابهجاییهای جادهای و انتظار برای بازگشتِ روزنامهها به “انار” میشد.
7. در آن سالهای سخت و محدودیتهای مالی، چطور نقش “آچارفرانسه” را ایفا کردید؟
به دلیل نبود پشتوانه مالی، تمام بارِ نشریه بر دوش خودمان بود. برای آنکه سمنگان سرپا بماند، از عکاسی و خبر گرفته تا جمع آوری مطالب و حتی توزیع را انجام میدادم. با تمام وجود نقش “آچارفرانسه” را ایفا کردم تا خلأهای مالی مانع حرکت ما نشود و این مسئولیتِ مشترک، به بهترین شکل پیش برود.
8. افتخارات سمنگان در جشنوارههای مختلف را حاصل چه تلاشی میدانید؟
این جوایز، مُهر تأییدی بر درستیِ مسیر ما بود. کسب رتبههای برتر در جشنوارههایی چون ابوذر، قلم و عدالت و مطبوعات، ثابت کرد که تلاشهایمان در مسیر رسالت اصلی است. این موفقیتها مدیون همراهیِ همکاران فرهیختهای است که تنها با عشق به وطن و برای حل مشکلات مردم قلم میزنند و یقین دارم اجر آنها نزد خداوند محفوظ است.
9. می توانید برای نمونه چند مورد از مشکلاتی را که در سمنگان مطرح و به نتیجه رسید، نام ببرید؟
اگه بخوام چند مورد نام ببرم مواردی مثل جلوگیری از حفر چاهای غیر مجاز با توجه به خشکسالی ها و معضل تشنگی منطقه و اینکه منطقه ممنوعه بود، ارنقا بخش انار به شهرستان که در شماره های متعدد به آن پرداخته شد و پس از سال ها وعده مسئولین سرانجام انار بخاطر انعکاس درخواست های مکرر مردم در سمنگان و تلاش مسئولین محلی به ویژه بخشدار و امام جمعه وقت جناب آقای محسن صالحی و حجت الاسلام والمسلمین حسن منتظری به طور ویژه شهرستان شد، پل تقاطع غیر هم سطح انار- شهربابک که سال ها ناتمام مانده بود با اطلاع رسانی و پیگیری به نتیجه رسید، معدن شن و ماسه ای که در مسیر آب شرب انار باعث آلوده شدن آب می شد با همکاری مسئولین سابق اداره اب و فاضلاب انار از فعالیت آن جلوگیری شد. و موارد بسیار دیگری که در این مصاحبه نمی گنجد.
10.انتشار نخستین شماره در بهمن 1384 (تقارن دهه فجر و عاشورا) و اکنون رسیدن به 20 سالگی در ایام دهه فجر، چه بار معنایی یا تعهدی برای شما ایجاد کرد؟
تولد سمنگان در بهمن 84، تقارن عجیبی میان شورِ انقلاب و حماسه عاشورا بود؛ این آغاز، برای ما صرفاً یک اتفاق تقویمی نبود، بلکه امضای یک عهد معنوی بود تا در مسیر حقطلبی و خدمت، خستگیناپذیر باشیم.
حالا که در بهمن 1404، بیستسالگی سمنگان با ایام پیروزی انقلاب همزمان شده، این تکرار را نشانه برکت و تداوم همان عهد میدانیم. در تمام این دو دهه، هر جا پستیوبلندیهای راه ما را تحت فشار قرار میداد، یادِ آن شروعِ بزرگ به ما صبر و انگیزه میبخشد تا پای رسالتمان بمانیم و از مسیرِ خدمت به وطن عقب ننشینیم.
11. به عنوان همراهِ بیستساله سمنگان، چه آرزویی برای آینده دارید؟
آرزو میکنم «سمنگان» با ریشههای عمیقی که در جنوبشرق دوانده، سالیان سال استوار بماند. 20 سالگی سمنگان بر همهی همراهان مبارک؛ امیدوارم این مسیرِ خدمت به مردم، همواره مستدام و پربرکت باشد.
12. و سخن پایانی؟
بر خود فرض می دانم از تمامی فرهیختگان عزیز در شهرستان، منطقه جنوبشرق و سراسر کشور که با کمک های شایان و ایجاد انگیزه در این مسیر خطیر با ما همراه بودند، صمیمانه قدردانی نمایم. حتما اجر خدمت شان در پیشگاه خداوند ماجور خواهد بود. نکته دیگر اینکه مسئولین بدانند ما و در کل رسانه ها در کنار آنها هستیم نه در مقابل آنها و آخرین نکته از شما برادر ارجمندم به سبب ترتیب مصاحبه بسیار سپاسگزارم.
– من هم از شما سپاس گزارم و برای شما و سمنگان موفقیت روزافزون آرزو می کنم.